ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
372
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
چهارم « رسالهئى در تصوف » . پنجم كتاب « محاوره و محاضره » . ششم « مقامهئى در پنجاه صفحه » . هفتم كتاب « نزهة الادباء » در معنى محبت . و اينك اين أشعار از او نوشته شد : هذا الحمى برجاله و نسائه * و ربيعه و عبيره و سنائه قم فاجتل زهر السرور بروضه * و أفض علينا الراح بين فضائه فالدهر يرفل فى مروط زبرجد * و الغيم مد عليه فضل ردائه و الطل يقطر فى الرياض دموعه * و الروض يضحك فى خلال بكائه شيخ احمد پس از مدت پنجاه و هفت سال قمرى عمر در اين سال وفات كرده و در بغداد در مقبرهء معروف كرخى دفن شد . * ( 152 - وفات غيرت شاعر اصفهانى ) * وى ميرزا جعفر موسوى است كه از سادات بزرگوار و معاريف شعراء عصر خويش بوده ، و شرح احوالش در « آتشكده ، مجمرهء 2 پرتو 1 » و « مجمع الفصحاء 2 : 367 » نوشته ، و از آنها چنين برآيد كه او كلامى خوب داشته و طبعش در كمال سلاست بوده ، و أبيات مرغوبى مىسروده ، و هماره به تحصيل كمالات دينى و مراتب علمى مىپرداخته ، تا در اين سال بنص مجمع وفات كرده ، و اين اشعار از او نوشته شد : افسوس كه تا بوى گلى بود بگلشن * صياد نياويخت بگلشن « 1 » قفس ما و له أيضا خواندى ز مهر سويت و راندى ز كين مرا * بردى به آسمان و زدى بر زمين مرا و له براى خاطر بيگانه يارا * خطا كردى كه كشتى آشنا را و له غمگين ز گردش فلك پرده در نيم * جور بتان پردهنشين مىكشد مرا و له شنيدهام كه غمم را كسى بجانان گفت * چگونه گفت غمى را كه باز نتوان گفت
--> ( 1 ) ز گلبن « خ . ل » .